فیلم خوب و قابل قبول اثری است که نه تنها از نظر ساختار یا تکنیک، بلکه می توان آن را قضاوت کرد. در سمت «محتوا» نیز شایسته تحسین است.
«محتوا» ایده یا تحلیلی است که فیلمساز و نویسنده با اشاره به کائنات، مردم، چیزهای مختلف و چیزهای مختلف به صورت هنرمندانه با هدف اطلاع رسانی و درک نظر مخاطب ارائه می کند.
محتوای تحسین برانگیز در خور احترام، محتوای خوب و صحیح، نظر یا تحلیل حاصل از تحقیقات علمی متعهد به ارزش های اخلاقی. اصولاً هنر دینی و هنر غیر دینی، هنر متعهد و هنر غیر متعهد، هنر منحط و هنر راهنما و متعالی را می توان از محتوای آنها تشخیص داد.
با رویکرد، محتوا و تحلیل ارائه شده می توان یک هنرمند آگاه را از یک هنرمند نادان، یک هنرمند دردمند را از یک هنرمند بی درد، یک هنرمند بصیر را از یک هنرمند محبوب تشخیص داد.
محتوا و تحلیل برآمده از ناآگاهی، ساده انگارانه و سطحی، زاییده سلیقه و میل شخصی، نادرست، گمراه کننده و آزاردهنده برای مخاطب است.
امروزه در همه جای دنیا از محتوای فیلم انتقاد نمی کنیم! دقت و نادرستی تحلیل فیلمساز سنجیده نمی شود. به نظر می رسد اکثر سینما و منتقدان اهمیتی نمی دهند که این تحلیل درست است یا غلط. فرقی نمی کند که ظاهر و سخنان فیلمساز چقدر با واقعیت و حکمت و دانش منطبق باشد. آنها نمیخواهند نگران چیزی باشند که به باورها و قلب مخاطبانشان میفرستند. برای دوستان، ساختار بر محتوا مقدم است. اگر به محتوا اشاره می کنند، فقط برای سنجش ارتباط ساختار و محتوا است. این! البته گاهی اوقات رفتار استثنایی از خود نشان می دهند. این بدان معناست که آنها گاهی محتوا گرا هستند، برای مطالب در جهت خواسته ها و خواسته های خود ارزش قائل می شوند. چه درست چه غلط! معقول یا غیر معقول! آیا با تعالیم خداوند سازگار است؟
مثال:
در جشنواره اخیر کن از فیلم یک کارگردان ایرانی تمجید شد. سازنده فیلم کیست؟ فردی که علیه امنیت ملی کشور اقدام کرد در بازداشت است! نوار شخص مشخص شده ضعیف است. اما کارگردانان کن به ساختار فیلم توجهی نکردند. تنها چیزی که آنها به آن اهمیت می دهند این است:
تحلیل بازیگران و محتوای فیلم «شبیه» جامعه و نظام دینی ایران است، هر چه که باشد! مسئولین کن از محتوای فیلم بسیار خرسند بودند، از نحوه هجمه به شرف و دین ایران سریع و مشتاق بودند و به دنبال همان سبک و ایدههایی که در آن معنا مییابد نبودند. در محتوا. توزیع فیلم آنها نمی خواهند آنچه را که گفته اند در این موضوع مشخص و منطقی بنویسند تا بی طرفی، حقیقت و اهمیت دادن به هنر را نشان دهند!
بیا بریم!
نگرانی من این نیست که جشنواره های هنری خارجی و فیلمسازان و کالامازوهای آن سوی مرز به یکباره به خود بیایند و در مسیر درست قرار بگیرند. از جشنواره های خارجی با رسالت اشاعه فرهنگ لیبرالی و تحکیم بنیان های صهیونیستی، انتظار نمی رود که متحول شود و عدالت و تلاش مؤمنانه را به کار گیرد، هرگز! اما در محدوده جغرافیایی کشور من برای سینماگران و کلامیان احترام زیادی قائل است!
تا کجا می توان تحلیل و محتوا بهترین فیلم های سینمایی را نادیده گرفت؟!
مطمئن باشید اگر دوستانشان فکر نمیکردند روی فیلمهای ضدانقلاب، فیلمهای فحاشی و فیلمهای سرکش تمرکز نمیکردند و به کسانی که موفقترین فیلمها را میساختند، احترام نمیگذاشتند.
در فیلمی که قانون الهی موضوع تمسخر و انکار (سوت پایان/ نیکی کریمی) است، می توان استدلال کرد که محتوا و تحلیل آن درست و منطقی است و فکر می کند و نباید مورد انتقاد و اعتراض قرار گیرد. ?
تحلیل یک فیلمساز از یک فیلم در این عبارت خلاصه می شود. «همه مذهبی ها زیبا و زنانه هستند»!
این فیلم ارتجاعی، این فیلم سیاه، این فیلم معمولی که بر اساس عقب ماندگی و نادانی و نفرت سازنده و نویسنده آن از دین و مذهبیون ساخته شده، در کشور ما قابل تقدیر است. بله، در کشور ما! آری قدردانی از زبان و قلم قشر بلندپایه و متفکر سینمافیل و منتقد!
من آنها را دشمن نمی نامم. نمی گویم مثل فیلمسازان ضد دین هستند! به ساده ترین و خوش بینانه ترین حالت می گویم - نه به محتوا علاقه دارند، نه به «تحلیل صحیح» علاقه دارند و نه نقد محتوا را ضروری می دانند!
اگر فکر می کنیم باسواد هستیم و ادعا می کنیم به حق و عدالت احترام می گذاریم و به عدالت و سایر ادعاها بصیرتی داریم، پس کمی مطالب را با سایت خبری پارت نیوز نقد کنیم!
باور کنیم یک فیلم خوب، نه فیلمی با ساختار درست، فیلمی با محتوا و تحلیل درست است! سمت راست! سمت راست! اگر چنین باوری در سطح سینماگران، نویسندگان و منتقدان حاکم باشد، هر فیلمسازی جرأت نمی کند دیدگاه، تحلیل و محتوای اثرش را عین حقیقت بداند و حقیقت را رعایت کند و بر آن پافشاری کند. چون می فهمد که تحلیل کار سختی است. کار هرکسی نیست او دانش می خواهد. تلاش می خواهد. عدالت می طلبد! بصیرت لازم است! در جامعه ای که محتوای گفتار مهم نیست و فعل گفتار ملاک نخبه گرایی است، باید دچار خشم و اضطراب فرهنگی شد! سی امین جشنواره جهانی فیلم فجر در راه است! من محمد خزاعی را دوست دارم و او را فردی دلسوز می دانم. او به عنوان دبیر جشنواره سی ام وظیفه بزرگی دارد. او می داند که فیلم های برگزیده جشنواره فجر - بزرگترین جشنواره فیلم کشورمان - الگو می شوند و - حداقل - مشخص می کنند سینمای ایران در سال آینده چگونه خواهد بود! این یک واقعیت است. بنابراین باید در تعریف سیاست جشنواره در حوزه داوری تجدید نظر کند. با نگاه به ساختار اما نادیده گرفتن محتوا، یعنی دنبال هنر اختصاصی، هنر رویایی و هنر متعالی! یعنی گامی در مسیر شومی که جهان امروز در آن قدم برمی دارد. جشنواره فجر برای بزرگداشت انقلاب اسلامی ایجاد شد. انقلابی که فکر می کند به هنر پایبند است، فیلم انتخابی او را باید با «تحلیل»، بر اساس «نظر منطقی»، «فکر درست» انتخاب کرد. بنابراین طبیعی است که اعضای هیئت داوران فیلمبرداران برتری باشند که متعلق به تحلیلگران حرفه ای هستند!
فیلم خوب و قابل قبول اثری است که نه تنها از نظر ساختار یا تکنیک، بلکه می توان آن را قضاوت کرد. در سمت «محتوا» نیز شایسته تحسین است.
«محتوا» ایده یا تحلیلی است که فیلمساز و نویسنده با اشاره به کائنات، مردم، چیزهای مختلف و چیزهای مختلف به صورت هنرمندانه با هدف اطلاع رسانی و درک نظر مخاطب ارائه می کند.
محتوای تحسین برانگیز در خور احترام، محتوای خوب و صحیح، نظر یا تحلیل حاصل از تحقیقات علمی متعهد به ارزش های اخلاقی. اصولاً هنر دینی و هنر غیر دینی، هنر متعهد و هنر غیر متعهد، هنر منحط و هنر راهنما و متعالی را می توان از محتوای آنها تشخیص داد.
با رویکرد، محتوا و تحلیل ارائه شده می توان یک هنرمند آگاه را از یک هنرمند نادان، یک هنرمند دردمند را از یک هنرمند بی درد، یک هنرمند بصیر را از یک هنرمند محبوب تشخیص داد.
محتوا و تحلیل برآمده از ناآگاهی، ساده انگارانه و سطحی، زاییده سلیقه و میل شخصی، نادرست، گمراه کننده و آزاردهنده برای مخاطب است.
امروزه در همه جای دنیا از محتوای فیلم انتقاد نمی کنیم! دقت و نادرستی تحلیل فیلمساز سنجیده نمی شود. به نظر می رسد اکثر سینما و منتقدان اهمیتی نمی دهند که این تحلیل درست است یا غلط. فرقی نمی کند که ظاهر و سخنان فیلمساز چقدر با واقعیت و حکمت و دانش منطبق باشد. آنها نمیخواهند نگران چیزی باشند که به باورها و قلب مخاطبانشان میفرستند. برای دوستان، ساختار بر محتوا مقدم است. اگر به محتوا اشاره می کنند، فقط برای سنجش ارتباط ساختار و محتوا است. این! البته گاهی اوقات رفتار استثنایی از خود نشان می دهند. این بدان معناست که آنها گاهی محتوا گرا هستند، برای مطالب در جهت خواسته ها و خواسته های خود ارزش قائل می شوند. چه درست چه غلط! معقول یا غیر معقول! آیا با تعالیم خداوند سازگار است؟
مثال:
در جشنواره اخیر کن از فیلم یک کارگردان ایرانی تمجید شد. سازنده فیلم کیست؟ فردی که علیه امنیت ملی کشور اقدام کرد در بازداشت است! نوار شخص مشخص شده ضعیف است. اما کارگردانان کن به ساختار فیلم توجهی نکردند. تنها چیزی که آنها به آن اهمیت می دهند این است:
تحلیل بازیگران و محتوای فیلم «شبیه» جامعه و نظام دینی ایران است، هر چه که باشد! مسئولین کن از محتوای فیلم بسیار خرسند بودند، از نحوه هجمه به شرف و دین ایران سریع و مشتاق بودند و به دنبال همان سبک و ایدههایی که در آن معنا مییابد نبودند. در محتوا. توزیع فیلم آنها نمی خواهند آنچه را که گفته اند در این موضوع مشخص و منطقی بنویسند تا بی طرفی، حقیقت و اهمیت دادن به هنر را نشان دهند!
بیا بریم!
نگرانی من این نیست که جشنواره های هنری خارجی و فیلمسازان و کالامازوهای آن سوی مرز به یکباره به خود بیایند و در مسیر درست قرار بگیرند. از جشنواره های خارجی با رسالت اشاعه فرهنگ لیبرالی و تحکیم بنیان های صهیونیستی، انتظار نمی رود که متحول شود و عدالت و تلاش مؤمنانه را به کار گیرد، هرگز! اما در محدوده جغرافیایی کشور من برای سینماگران و کلامیان احترام زیادی قائل است!
تا کجا می توان تحلیل و محتوا بهترین فیلم های سینمایی را نادیده گرفت؟!
مطمئن باشید اگر دوستانشان فکر نمیکردند روی فیلمهای ضدانقلاب، فیلمهای فحاشی و فیلمهای سرکش تمرکز نمیکردند و به کسانی که موفقترین فیلمها را میساختند، احترام نمیگذاشتند.
در فیلمی که قانون الهی موضوع تمسخر و انکار (سوت پایان/ نیکی کریمی) است، می توان استدلال کرد که محتوا و تحلیل آن درست و منطقی است و فکر می کند و نباید مورد انتقاد و اعتراض قرار گیرد. ?
تحلیل یک فیلمساز از یک فیلم در این عبارت خلاصه می شود. «همه مذهبی ها زیبا و زنانه هستند»!
این فیلم ارتجاعی، این فیلم سیاه، این فیلم معمولی که بر اساس عقب ماندگی و نادانی و نفرت سازنده و نویسنده آن از دین و مذهبیون ساخته شده، در کشور ما قابل تقدیر است. بله، در کشور ما! آری قدردانی از زبان و قلم قشر بلندپایه و متفکر سینمافیل و منتقد!
من آنها را دشمن نمی نامم. نمی گویم مثل فیلمسازان ضد دین هستند! به ساده ترین و خوش بینانه ترین حالت می گویم - نه به محتوا علاقه دارند، نه به «تحلیل صحیح» علاقه دارند و نه نقد محتوا را ضروری می دانند!
اگر فکر می کنیم باسواد هستیم و ادعا می کنیم به حق و عدالت احترام می گذاریم و به عدالت و سایر ادعاها بصیرتی داریم، پس کمی مطالب را با سایت خبری پارت نیوز نقد کنیم!
باور کنیم یک فیلم خوب، نه فیلمی با ساختار درست، فیلمی با محتوا و تحلیل درست است! سمت راست! سمت راست! اگر چنین باوری در سطح سینماگران، نویسندگان و منتقدان حاکم باشد، هر فیلمسازی جرأت نمی کند دیدگاه، تحلیل و محتوای اثرش را عین حقیقت بداند و حقیقت را رعایت کند و بر آن پافشاری کند. چون می فهمد که تحلیل کار سختی است. کار هرکسی نیست او دانش می خواهد. تلاش می خواهد. عدالت می طلبد! بصیرت لازم است! در جامعه ای که محتوای گفتار مهم نیست و فعل گفتار ملاک نخبه گرایی است، باید دچار خشم و اضطراب فرهنگی شد! سی امین جشنواره جهانی فیلم فجر در راه است! من محمد خزاعی را دوست دارم و او را فردی دلسوز می دانم. او به عنوان دبیر جشنواره سی ام وظیفه بزرگی دارد. او می داند که فیلم های برگزیده جشنواره فجر - بزرگترین جشنواره فیلم کشورمان - الگو می شوند و - حداقل - مشخص می کنند سینمای ایران در سال آینده چگونه خواهد بود! این یک واقعیت است. بنابراین باید در تعریف سیاست جشنواره در حوزه داوری تجدید نظر کند. با نگاه به ساختار اما نادیده گرفتن محتوا، یعنی دنبال هنر اختصاصی، هنر رویایی و هنر متعالی! یعنی گامی در مسیر شومی که جهان امروز در آن قدم برمی دارد. جشنواره فجر برای بزرگداشت انقلاب اسلامی ایجاد شد. انقلابی که فکر می کند به هنر پایبند است، فیلم انتخابی او را باید با «تحلیل»، بر اساس «نظر منطقی»، «فکر درست» انتخاب کرد. بنابراین طبیعی است که اعضای هیئت داوران فیلمبرداران برتری باشند که متعلق به تحلیلگران حرفه ای هستند!

فروش عمده فوم EPDM و فومهای صنعتی ویژه کاربردهای تخصصی